سه رده شت
علت نامگذاری این شهرستان به سردشت چند وجه تسمیه دارد:
1-سردشت به معنای آغاز و شروع دشتی است از پای (گرده ســور) تا رودخانهی زاب.
2-مردم کردستان،سردشت را زادگاه زردشت،پیغمبر ایرانی میدانند و عقیده دارند که نام آن ابتدا زردشت بوده که بعد از حملهی اعراب به ایران،به سردشت تغییر نام پیدا کرده است.لازم به ذکر است در روستای (لیلانه) از توابع ربط سردشت در منطقهی ( گورک) آثاری به جای مانده از آتشکدهای بزرگ موجود است و واژهی(گورک)یا (گبرک) یا (گبرک) به معنای زردشتی در کتابهای لغت و فرهنگهای فارسی آمده است که میتواند دلیلی بر این مدعا باشد. برخی دیگر گفتار نیک و کردار و پندار نیک مردم شهر را که به لطف الهی در برخورد با دیگران داشتهاند و برایشان نیکی در پی داشته انشاءالله نیک خواهد ماند،شاهدی دیگر بر زادگاه زردشت دانستهاند.
3-دین مردم،اسلام ،مذهب تسنن (شافعی) و زبانشان کردی سورانی است که به علت آسانی و پختگی آن بیشتر آثار ادبی مکتوب مردم کرد به همین زبان نوشته شده است.
صبح سردشت:(سوبحی سهردهشت، شامی بانه، ئاوی ئهلوهند،خهوی دهشتی رازیانه)
آن زمانی که آفتاب عالمتاب اشعههای زرین و طلایی خود را محتشموار بر سقف سادهی بسیــار نقش آسمان و سردشت خفته در دامان (گرده ســـور) میتاباند مردم دسته دسته برای خرید محصولات دامی روستاییان از قبیل ماست، شیر، پنیر، کره،...و گیاهان خوشبو و معطری که از دل صخرههای کوهستانی و دشتها و جلگههای سرسبــز جمعآوری کردهاند،راهی بازار محلی شهر میشوند تا هم از صبح سردشت که بسیار دیدنی است و نسیم لطیف صبحگاهیش که بوییدنی و جانفزاست بهرهای ببرند و هم خریداران بهترین محصولات حیوانی و نباتی روستاییان زحمتکش و سختکوش خویش باشند که خفتگان در بستر از نعمت بهترینهای آن روز محروم و بینصیب خواهند ماند.
سیاحتگاههای سردشت:
دهشتی شاییه
دهشتی شۆربێ
دهشتی وهزنێ
نێزهڕۆ
رهزی جۆڵا
مهلا پیره
بهری پانهی
مهلا وسوو
وهیسی نازدار
شێخ برایمی بادام
خڕێ دووههزاری
بێوران
بهردهپان
دۆڵی دهرماناوێ
شڵماش
هۆمل
باژاڕ
مهیدانچۆغه
ههواره بڵینده
زمزیران
بهردووکه
گڕاوان
زهرکه
گرژاڵ و...
چشمههای سردشت:
سهرچاوێ
سهرچاوێ نێزهڕویه
سهرچاوهی رهسوهشێتی
سهرچاوهی شینوێ
کانیه خان
کانیه مهڕی
کانیه مهتکه
کانیه حهسهنئاغای
کانیه درۆزنێ
کانیه کۆلکێ
کانیه قۆقژان
کانیه بۆگهن
کانیه ئاڵاوان
پلوسکی ساوهکوتکێ و...
شیخ مولانا:
بلا گردان شهر در بهترین مکان و موقعیت،هر روز پذیرای دهها زوار و نیازمند خستهدل دل سوختهای است که با خدای خویش در راز و نیازند.
علامهی بیتوشی:
که تندیسش زینت بخش یکی از میادین شهر سردشت است و ملا یوسف اصم که آرامگاهش در روستای (بریسو) زیارتگاه مردم ،بخصوص در روزهای تعطیل است از جمله رجال نامی و دانشمندان صاحب نام این دیارند که شهرت و آوازهشان در بلاد اسلامی پیچیده و دانشگام الازهر از آثار این عالمان دین بهرهها برده است.
سردار عزیز خان:
از روستای (نستان) سردشت از رجال سیاسی و لشکری دورهی سلطنت ناصرالدین شاه قاجار است که به سردار بوکان شهرت دارد. حمام قدیمی شهر به نام (حمامی کۆن) در وسط شهر،ساخت پل بر روی زاب و کاروانسرای کورتک در بیرون شهر یادگاریست که به ایشان نسبت دادهاند.
سایر مکانهای زیارتی شهر عبارتند از:
چاکه چکۆڵه
شێخ رهسووڵ
مهلا پیره
گێله و دێوانه
ئهسحابهی بهری پانهی
آثار باستانی و تاریخی سردشت:
وارشی قازیاوێ
حهمامی کۆن
پردی قهڵاتاسیان
کاروانسرای کوورتهک
قهڵای رهبهت
ئاورگهی لیلانێ
خمها و کوزههای بزرگ منطقهی قازان سردشت
جازبههای طبیعی سردشت:
آبشار شلماش
چشمهی آب معدنی گراوان
رودخانهی زاب
مناظر طبیعی بکر
محلههای قدیمی سردشت:
گهڕهکی حهسارێ
گهڕهکی داربهڕوو
گهڕهکی سهرچاوێ
گهڕهکی بهردی ئاشان
گهڕهکی ژێروو یا ئاشان
ارتفاعات سرکش سردشت:
هومل
بلفت
برایمجلال
زمزیران
هؤینهماڵ
سهری گۆمێ و...
حوادث و وقایع:
شهر سردشت زخمهای عمیق و جانکاهی از دست عوامل مزدور و هجوم بیگانگان بر تن دارد و حوادث و وقایع عجیب و سختی را پشت سر گذاشته است که شرح مفصل آن هفتاد من کاغذ میطلبد.اما به اختصار به مواردی از آنها اشاره میکنیم.
الف: سردشت چندین بار به آتش کشیده میشود که صدها نفر بیگناه و بیدفاع در آتش قهر و خشم آتش افروزان در شعلههای آتش به کام مرگ میروند.
سوزاندن شهر و چال کردن جمعی از مردم مظلوم این دیار به هنگام تاخت و تاز قوای روسیــهی تزاری اشغالگر و ماجرای ورود آنان به سردشت مجالی فراخ میطلبد و صبر ایوب میخواهد.
ب:قیام مردم سردشت در روز 14 آذر سال 1357 بر ضد حکومت طاغوت و کشتـــار مردم مظلوم و بیدفاع فراموش ناشدنی است.
ج:مهر ماه 1359 با 32 شهید و52 مجروح به عنوان اولین شهر بمباران شده در جنگ ایران و عراق معرفی میگردد.
د:جانگدازتر از همهی این فجایع انسانی، حملــــهی ناجوانمردانه و نسلکش دشمن بعثی عراق با بمباران شیمیایی مردم دلاور و مقاوم شهر در هفتم تیر ماه 1366 است.
اگر چه مردم این شهر بیش از اکثر مردم ایران سنگینی بار جنگ را به دوش کشیــده، در راه حفظ مرز و بوم خویش قربانیانی داده و خسارات جبران ناپذیر فراوانی متحمل شدهاند،آثار شوم بمباران شیمیایی هنوز هم جان و تن خستهی آنان را میآزارد ولی کمتر مورد توجه و عنایت مسئولان و دستاندرکاران بودهاند.در این شهر بقطهای نیست که زخمی از خمپارهها و خمسهخمسههای دشمن بعثی بر تن خود نداشته باشد و خانهای نیست که صدمه ندیده باشد و یا داغدیده نباشد. اما حوادث تلخ و ناخوشایندی که بر این مردم گذشته است آنان را سخت کوش و بردبار بار آورده است. شهامت و شجاعت بر حسب طبیعت خاص منطقه و سخت کوشی و شکیبایی در برابر این همه نابرابری و بیداد حاکمان جور و استبداد رمز ماندگاری این مردم مرزدار غیور در این گوشه از سرزمین سرافرازمان است وبه زعم بسیاری از مورخان و دانشیمردان،مرزنشینان جبال زاگرس در دلیری و جنگاوری سلحشوران تاریخ وطن خویشند.
اماکن مذهبی:
حدود سی مسجد،تکیه و خانقاه در جای جای شهر در پنچ نوبت سالکان راه و پویندگان خداجو را از فراز منارهها به سوی خویش فرا میخوانند.و بانگ حزین مؤذن در کران تاکران شهر میپیچد و فضای شهر را عطرآگین میسازد. گستردهترین و پرشکوهترین تجمع مردم در مراسم عبادی_سیاسی نماز جمعه به نمایش گذاشته میشود و حضور یکپارچه مردم در مولودی خوانیها،اعیاد و سوگواریها نشان از دینداری و دیانت این مردم کرد دارد. بزرگانی از رجال نامی ایران که به این دیار سفر کردهاند سردشت را مشهد و زمانی قم کردستان نامیدهاند.در ماه رمضان مساجد و خانقاهها از جمعیت مالامال میشوند،صدای تکبیر و تهلیل و تلاوت آیات روحبخش منشور آسمانیش از سرشب تا سپیدهدمان در بیشتر اماکن مذهبی شهر تا پایان ماه بطور مداوم جان شیفته دلان را گرمی و امید میبخشد.
خوان و سفرهی بیریای مردم سردشت در مجالس ســوگواری و عــزاداری در نوع خود کم نظیـــر است.هر چه دارند در طبق اخلاص گذاشته و به مسجد میبرند تا در غم همنوع،به فرمودهی پیامبرشان (ص) شریک و سهیم باشند.روح نوعدوستی و پایبندی به اصول دین،صفای باطن و ایمان راسخ آنان را مجسم میسازد.
به لطف و شکرانهی خداوند منان مردم سردشت،مردمی خدادوست، دیندار، درستکار و با ایمان هستند و دیگران از دست و زبانشان آسوده خاطر و درامانند. همچون مردمی سخت کوش، دلاور،خونگرم و مهماننوازند.وفای به عهد،درستی بر دوستی،سلیم النفس بودن،افتادگی و فروتنی از ویژگیهای بارز شخصیتی مردم این سامان است.
حاصل کلام آن که پیداست شهری با این همه جلوههای فریبندهی خدایی،قلههای بلند و سرکش جبال زاگرس،بهاران با شکوه و سرزمین چشمهها و آبشارها، چه روحیات و خلقیاتی میطلبد و چه مردمی را در دامان خود میپروراند.آری ساکنانش با صفای خاطر و مناعت طبع و بلندی همتی که خاص مردم کوهستان است سر بلندتر از قلههای رفیع زاگرسند و قلبشان زلالتر از آب چشمهساران است و به سر سبزی و طراوت دشتهای سرسبز پر از لالههای وحشی،شقایق و نرگسند.